| متن: | لينك: | ||||
| آدرس رسانه: | |||||
| براي بارگذاري فايلهاي رسانه اي اينجا را کليک کنيد. در بخش آدرس رسانه، کليه آدرسهاي تصويري، آدرسهاي صوتي با فرمت mp3، wav، wma، mid و آدرسهاي فيلم با فرمت mp4، wmv، 3gp، 3gpp، avi، mov و آدرسهاي فلش با پسوند swf پشتيباني مي شود. همچنين کليپهای مربوط به سايت آپارات، با لينک مستقيم آن کليپ پشتيبانی مي شود. | |||||
| پاک کردن | انصراف | |||||
+ عشق بي وفاي من دلم گرفته بود ، آن لحظه دلم هواي آغوشش کرده بود تنها اشک بود که ميريخت از گونه هايم ، در آن لحظه تنها او را ميخواستم در کنارم محکم مرا در آغوش خودش گرفت ، اشکهايم را از گونه هايم پاک کرد و در گوشم گفت : ديوانه من که اينک در کنارتم ميگفت تا آخرش باتوام ، عزيزم آرام باش ، من در کنارتم
^ شنبه 8/11/90 4:52 عصر
+ اعتراف عاشقانه بگذار اعتراف کنم که بدجور دلم برايت تنگ شده فکر نکن بي وفا هستم ، دلم از سنگ نشده... اعتراف ميکنم اينک در حسرت روزهاي شيرين با تو بودنم باور نميکنم اينک بي توام کاش ميشد دوباره بيايي و يک لحظه دستهايم را بگيري کاش ميشد دوباره بيايي و لحظه اي مرا ببيني تا دوباره به چشمهايت خيره شوم ، تا بر همه غم و غصه هاي بي تو بودن چيره شوم...
^ شنبه 8/11/90 4:51 عصر
+ کاش ميشد دوباره بيايي و لحظه اي نگاهت کنم ، با چشمهايم نازت کنم در حسرت چشمهايت هستم ، چشمهايي که هميشه با ديدنش دنيايم عاشقانه ميشد بگذار اعتراف کنم که بدجور دلم هوايت را کرده در حسرت گرمي دستهايت ، تا کي بايد خيره شوم به عکسهايت ، هنوز هم عاشقم ، عاشق آن بهانه هايت... کاش بودي و به بهانه هايت نيز راضي بودم ، کاش بودي و من ديگر از سردي نگاهت شاکي نبودم
^ شنبه 8/11/90 4:51 عصر
+ 1. سخن گفتن پرنده اميرمؤمنان(ع) مىفرمايد: « حضرت مهدى(عج) در مسير حرکت خود به يکى از سادات حسنى که دوزاده هزار نفر رزمنده را به همراه دارد، برخورد مىکند؛ حسنى در مقام احتجاج برمىآيد و خود را سزاوارتر به رهبرى مىداند.
^ شنبه 8/11/90 4:51 عصر
+ ده کرامت و معجزه آينده از حضرت مهدي عليه السلام کرامات و معجزه در آخرالزمان هر چند مردم براى روى کارآمدن دولتى قدرتمند و در عين حال پشتيبان ستمديدگان، لحظه شمارى مىکنند، ولى به بسيارى از دولتهايى که روى کار مىآيند، خوشبين نيستند و سخن هر حزب و گروهى را نمىپذيرند و اصولاً کسى را قادر نمىدانند که بتواند نظم را به جامعه جهانى بازگرداند و دنياى پرآشوب را سامانبخشد.
^ شنبه 8/11/90 4:50 عصر
+ اگه وجود خدا «باورت» بشه خودش يه نقطه ميذاره زير باورت و ... «ياورت» ميشه.
^ دوشنبه 10/11/90 11:47 صبح
+ سلام*عزيزم* رها کردي دلم رفتي کجايي.... خيال کردم تو هم درد آشنايي..... به دل گفتم تو هم هم رنگه مايي..... خيال کردم تو هم در باديه عشق..... اسيره حسرت و رنج و بلايي..... ندونستم که بي مهرو وفايي..... نفهميدم گرفتار هوايي..... ندونستم ته ديداره شيرين ..... نهفته چهريه تلخ جدايي..... تو که گفتي دلت عاشقترينه..... دلت عاشق ترين قلب زمينه.....
^ دوشنبه 10/11/90 10:35 صبح
+ معلم : احمد بگوببينم*عزيزم*ها کي به سمت جنوب پرواز مي کنند احمد: وقتي که دمشان به سمت شمال باشد
^ دوشنبه 10/11/90 10:35 صبح
+ مثل شقايق زندگي کن ،کوتاه اما زيبا! مثل*عزيزم*کوچ کن ،فصلي اما هدفمند! مثل پروانه بمير ،دردناک اما عاشق !
^ دوشنبه 10/11/90 10:35 صبح
+ اتل مت*عزيزم*دل كرده به تو عادت!برات دعاميكنم!اينه رسمه رفاقت
^ دوشنبه 10/11/90 10:35 صبح
+ اي*عزيزم*ميادا ناكسان رامت كنند بابدانكمتر نشين ترسم كه بد نام كنند... من نگويم باكسي خويي مگير؛هركه بهرت تب كند بهرش بمير!
^ دوشنبه 10/11/90 10:35 صبح
+ اتل متل*عزيزم*دلم ميره برات غش چه با پيام چه با تك؛دوست دارم وروجك
^ دوشنبه 10/11/90 10:35 صبح



